مهم نبود که دستمال هایمان برای همیشه زیر درخت آلبالو گم می شد و کسی خبر نداشت، مهم نبود که گاهی وقت ها هیچکس نبود که بهمان بگوید خونه ی خاله از کدام طرف است و توی تنهایی بغض می کردیم و از خودمان می پرسیدیم از این طرفه یا از اون طرفه؟ مهم نبود که تمام تابستان از استرس فراموشی جدول ضرب مجبور شده باشیم مدام با خودمان خانه ی هشت و نه را تکرار کنیم و برای کفتر های خانه ی عمه نزهت دانه بپاشیم. مهم نبود که نمی توانستیم مژه هایمان را از چشم هایمان بیرون بیاوریم و نبود ,هایمان ,درخت آلبالو منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

ilmusicli روش ساخت طرح جابربن حیان دانلود مقاله تحقیق پروژه پایان نامه دانشجویی cataleyao5snijgz site هر چی که بخوای آموزشی برندینگ و بازاریابی اینترنتی کسب ثروت در منزل _ Earn At Home